خرید بک لینک
... تقديم به بهترين مهران دنیا امتحان عالی..... دیروز امتحان داشتم... کاش بدونی وقتی می بینمت دنیا چه شکلی میشه برام.... حالی که من دارم رو بعید میدونم تجربه کرده باشی.... امتحانم را با حال خیلی خوبی دادم... صندلی پشتی من بود .... هربار می بینمت بیشتر بهم ثابت میشه که عاشقت شدم... وای امان از خنده هات........ تصویرش همیشه جلوی ذهنمه... کابوس بهونه نداشتن واسه دیدنت... خوشبحال تمام کسایی که می بیننت....کنارت هستن... به همشون حسودیم میشه.... حتی به آینه ای که خودت رو توش نگاه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 10 مهر 1405 ساعت: 18:40

اما انقدر دلم پر بود و گرفته که نتونستم حتی بیام اینجا....نگامم نمیکنه.... نگامم نمیکنه...نمیکنه...نمیکنه...دیروز توی دانشگاه دلم میخواست بشینم بلند بلند گریه کنم....از دیدن همه خوشحال میشه سلام و احوالپرسی گرم میکنه...اما من ....آخرین امتحان بود .... حتی خداحافظی درستی هم نکرد....از من متنفرههههههههههههههههههه.....متنفر...قشنگ میشه حسش کرد....قشنگ میشه فهمید.....واسه روز تولدش قرار بیرون گذاشتن....حالم خیلی بده... دیروز دلم واقعا شکست....دلم میخواست بهش بگم " دوست داشتن نمیخوام ، لااقل دلم رو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 10 مهر 1405 ساعت: 18:40

نگامم نمیکنه....نگامم نمیکنه...نمیکنه...نمیکنه...دیروز توی دانشگاه دلم میخواست بشینم بلند بلند گریه کنم....از دیدن همه خوشحال میشه سلام و احوالپرسی گرم میکنه...اما من .... آخرین امتحان بود .... حتی خداحافظی درستی هم نکرد....از من متنفرههههههههههههههههههه.....متنفر...قشنگ میشه حسش کرد....قشنگ میشه فهمید.....واسه روز تولدش قرار بیرون گذاشتن....حالم خیلی بده... دیروز دلم واقعا شکست....دلم میخواست بهش بگم " دوست داشتن نمیخوام ، لااقل دلم رو نشکن"شاید یه مدت نباشم... حالم خوب نیست....این حجم بی اعتنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 3:15

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:25

از دیشب دلم میخواست بیام بنویسم ... اما انقدر دلم پر بود و گرفته که نتونستم حتی بیام اینجا.... نگامم نمیکنه.... نگامم نمیکنه... نمیکنه... نمیکنه... دیروز توی دانشگاه دلم میخواست بشینم بلند بلند گریه کنم.... از دیدن همه خوشحال میشه سلام و احوالپرسی گرم میکنه... اما من .... آخرین امتحان بود .... حتی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:25

خب دیگه شروع میکنیم تا تولد عزیز دلم.... امیدوارم روز تولدش بیاد و اینجارو بخونه..... انشالله........... 8 روز تا زمینی شدن عشقم.... نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 9:7 توسط ع| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:25

تولد تولد تولدت مبارک.... عزیز دل ...عزیز جان...دوست داشتنی.... خواستنی....پرستیدنی..... تولدت مبارک عشقم.... الان خیلیا دورو برت هستن از دوستان دانشگاه.... نمیشد که بیام..... عزیز دلم هزاران سال عمر با عزت داشته باشی..... خیلی دوستت دارم و امیدوارم امروز یه سر به اینجا بزنی.... نوشته شده دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:25

سرکار ، خونه ، موقع درس خوندن .... همیشه و همه جا به یادتم.... مگه میشه نباشم ... مگه میشه از ذهنم بری... قلبه که فرمان میده و همه ی فرمانش تویی.... شبای امتحان نیستی اگر مثل ترم قبل بودی منم درس میخوندم..... دلم برات خیلی تنگ میشه ... خدارو شکر که تا آخر این ماه بازم امتحان هست و می بینمت... با اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:32

دیروز امتحان داشتم... کاش بدونی وقتی می بینمت دنیا چه شکلی میشه برام.... حالی که من دارم رو بعید میدونم تجربه کرده باشی.... امتحانم را با حال خیلی خوبی دادم... صندلی پشتی من بود .... هربار می بینمت بیشتر بهم ثابت میشه که عاشقت شدم... وای امان از خنده هات........ تصویرش همیشه جلوی ذهنمه... کابوس بهونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:32

یه چیزی بگم بهت بیاد دوست دارم زیادمیمیرم اگه نبینمت یا دلت منو نخوادچه هوای عاشقونه ای داره بارون میاد، داره بارون میاداگه بدونی بخاطرت حالم چجوریهاینا همه تقصیر دله تقصیر دوریهاومدن تو قشنگترین مزد صبوریه، مزد صبوریهبارون بارون دلمو ببر پیششقلبم داره میسوزه تو آتیششبارون بارون تو که منو میشناسییه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:39

فقط 42 روز تا تولد بهترینم مونده.....

...

...

...

...

...

...

...

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:39

یه غروب وحشتناک.... از نوع پنجشنبه..... خیلی دلم گرفته ... دلم هواش رو کرده... یه بغض بدی تو گلومه.... نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:11 توسط ع| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:39

يه پايان تلخ بهتر از يه تلخي بي پايانه؟؟؟؟ نميدونم گاهي بعضي تلخي ها از هر شيريني اي شيرين تر ميشن.... نميدونم الان تلخم يا شيرين ... هرچي كه هست سخته... خوش بحالش... خوش بحال دل آرومش... خوش بحال حال بي تفاوتش... نه انگار تلخم... تلخ تر از هر تلخي... نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:22 توسطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل شریعتی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 5:39

صفحه بندی